سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391
وقتی همه ی دستها روی هم زده می شوند و درمانده بر هم می مانند و لبها گزیده می شوند از بیچارگی ...
آنکس که دستش را بر این دستها می گذارد و آن را که خالی تر است و محتاجتر می گیرد کسی نیست جز خدای مهربان هم او که لا اله الا هو ...
پس علیه توکلت و الیه انیب...
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 20:13 |
لینک
|
دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391
همیشه یادت باشد که :
وَ مَا رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمَی
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 23:37 |
لینک
|
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391
تــمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را
بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم
فـرمـول وار ؛
مـرتـب و بـی نـقـص ...
و تــو
بـا یـک اشـاره
هـمـه چـیـز را
در هـم می ریــزی ...
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 7:17 |
لینک
|
سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1391
تكبّر عبارت است از حالتي كه انسان خود را بالاتر از ديگري ببيند و اعتقاد
برتري خود را بر غير داشته باشد. و فرق اين با عجب، آن است كه: انسان خود
را شخصي بداند، و خود پسند باشد، اگر چه پاي كسي ديگر در ميان نباشد، ولي
در كبر، بايد پاي غير نيز در ميان آيد تا خود را از آن برتر داند و بالاتر
بيند. و اين كبر، صفتي است در نفس و باطن. و از براي اين صفت، در ظاهر،
آثار و ثمراتي است كه اظهار آن آثار را تكبّر گويند.
اقسام تكبر و درجات متكبرين
تكبر به سه قسم است:
اول آنكه:
تكبر بر خدا كند، همچنان كه نمرود و فرعون كردند. و اين بدترين انواع تكبر،
بلكه اعظم افراد كفر است. و سبب اين، محض جهل و سركشي است. و به اين قسم
خداي - تعالي - اشاره فرموده كه: «إِنَّ الَّذينَ يَسْتَكْبِروُنَ عَنْ
عِبادَتي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرينَ» 40: 60 يعني: «به درستي كه:
كساني كه تكبر و گردنكشي از بندگي من مينمايند به زودي داخل جهنم مي
شوند، در حالتي كه ذليل و خوار باشند».
دوم آنكه: بر پيغمبران خدا تكبر
كند و خود را از آن بالاتر داند كه انقياد و اطاعت ايشان را كند، مانند:
ابو جهل و امثال اينها. و ايشان كساني بودند كه ميگفتند:
«أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ بَيْنِنا» 6: 53 يعني: «آيا اينها را خدا منّت گذارد و پيغمبر كرد در ميان ما؟».
و ميگفتند: «أَ نُؤْمِنُ لِبَشَرَيْنِ مِثْلِنا» 23: 47 يعني: «آيا ما ايمان بياوريم از براي دو انسان مانند ما؟».
و ميگفتند: «إِنْ أَنْتُمْ إِلا بَشَرٌ مِثْلُنا» 14: 10 يعني: «نيستيد شما مگر بشري مانند ما».
و اين قسم نيز نزديك تكبر به خدا است.
سوم
آنكه: اينكه تكبر بر بندگان خدا نمايد، كه خود را از ايشان برتر بيند و
ايشان را در كنار خود پست و حقير شمارد. و اين قسم اگر چه در زشتي، از قسم
اول كمتر باشد، اما اين نيز از هلاك كننده هاي بزرگ است. بلكه چه بسيار
باشد كه منجر به مخالفت خدا شود، زيرا كه صاحب آن، گاهي حق را از كسي
ميشنود و چون خود را از او بالاتر ميداندخودداري از قبول و پيروي آن
ميكند. بلكه چون عظمت و تكبر و برتري و «نشان دادن قدرت» مختص ذات پاك
خداوند - علي اعلي - است پس هر بنده اي كه تكبر نمايد در صفتي از صفات خدا،
با او منازعه نموده است.
همچنان كه براي تكبر، سه قسم است، همچنين براي آن، سه
ادامه مطلب
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 23:22 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
یابن الزهرا ! گله ي فراق باشد براي بعد . . . اين روزها حال مادرتان روبراه نيست! . . .
برچسبها:
فاطمیه
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 1:4 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
فرات از شرمندگی بی آب می شد اگر اشک بهشت نبود ...
برچسبها:
کربلا
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:52 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
کوثر که می گویند یعنی فاطمه !
یعنی خیر کثیر !
یعنی عشق به فاطمه حرّ را حرِّ کرد .
عباس را هم برادر حسین !
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:50 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
تل زینبیه تا قتلگاه فاصله ای ندارد ...
که می داند از این بالا چه دید کمی آنطرف تر ؛ زینب ؟!!!
برچسبها:
کربلا
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:48 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
اینجا ؛ کربلا ؛ راه نرفته پاهایت درد می کند...
خارها را انگار سوزانده اند همه اش را...
برچسبها:
کربلا
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:47 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
چشم وا کردم و خود را وسط صحن و سرا عرش خدا کرب و بلا مست و رها در دل آیینه جدا از غم دیرینه ولی دست به سینه یله دیدم من سر تا به قدم محو حرم بال ملک دور و برم یک سره مبهوت به لاهوت رسیدم چه بگویم که چه دیدم که دل از خویش بریدم به خدا رفت قرارم نه به توصیف چنین منظره ای واژه ندارم سپس آهسته نشستم و نوشتم فقط ای اشک امانم بده تا سجده ی شکری بگذارم
برچسبها:
کربلا
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:45 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
کربلا آخر خط است، پیاده نشوی برمی گردی
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:40 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
تا بدانی قحطی آب چه می کند، چشمانت بی آب می گریند ؛
درس های کربلا این گونه اند...
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:40 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
هر آنچه دادند همانجا خرج کن !
کربلا بعد ندارد ، بعد همین جاست ...
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:39 |
لینک
|
سه شنبه بیست و نهم فروردین 1391
نگران رفتن مباش !
رفتنی در کار نیست ! کربلا را برای بازگشتن آفریده اند...
برچسبها:
کربلا
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:38 |
لینک
|
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391
راه ِ کربلا
از کوچه مےگذشت!
برچسبها:
فاطمیه
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:2 |
لینک
|
چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391
یا سرت را مے برند
یا دستت را،
اگر
مادرت فاطمه باشد!
برچسبها:
فاطمیه
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 0:1 |
لینک
|
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391
تقصیر حسن چیست،
کـ سیلے
با نیلے
هم قافیه است؟!
برچسبها:
فاطمیه
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 23:59 |
لینک
|
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391
کمر درد
ارثےست،
اگر سید باشے...!
برچسبها:
فاطمیه
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 23:55 |
لینک
|
سه شنبه پانزدهم فروردین 1391
هر کارے کردم
نتوانستم
در را
جدا کنم از مادر...!
مجموعه از در ، تا مادر
نوشته « سید محمد رضی زاده »
بهار ۱۳۹۰
ذکر نوشته ها بدون درج منبع و نام نویسنده مجاز نمی باشد.
برچسبها:
فاطمیه
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 23:54 |
لینک
|
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390
به خدا درهوس دیدن شش گوشه ، دلم تاب ندارد . نگهم خواب ندارد ،
قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد،شب من روزن مهتاب ندارد،

همه گویند به انگشت اشاره،مگر این عاشق بیچاره ی دلداده ی دلسوخته ارباب ندارد…؟
قطعه ای از شعر آقای سید حمید رضا برقعی
نوشته شده توسط پیک صبح در ساعت 21:58 |
لینک
|